زمین دریا کوه بگیرید و ببلعید مرا
تا دستانم از بی شرمی های روزگار در امان باشد
تا چشمانم از حرمت شکنی ها در سایه بان باشد
تا نباشم تا نبینم دل شکستنها را
تا بسازم تا بسوزم با این پیچیده زیستن ها
زمین دریا کوه بگیرید و ببلعید مرا
تا حس بد زیستن نداشته باشم در نبود خوب زیستن
تا نبود چشمه ی پاک را نبینم در نبود قطره ی زلال
تا نرنجم از این سرد بودنها
تا نسوزم از بودنهای به ظاهر گرم
زمین دریا کوه بگیرید و ببلعید مرا...